ابراهيم عاملي ( موثق )

55

تفسير عاملي ( فارسي )

فرستاد تا مداوا كند ، طبيب آمد و شبلى را گفت : اى شيخ اگر تو را از پوست و گوشت خود دارو بايد كرد دريغ ندارم و علاج كنم ، شبلى گفت : داروى من كم از اين است گفت : داروى تو چى است گفت « اقطع زنّارك و قد عوفيت » زنّار خود ببر كه من از بيمارى شفا يافته خواهم بود طبيب گفت : شرط جوانمردى نباشد كه دعوى كردم و بسر نبرم اگر شفاى تو در قطع زنّار ما است آسان كارى است ، طبيب زنّار ميبريد و شبلى از بيمارى برميخواست خبر بخليفه رسيد كه چنين حال رفت خليفه را خوش آمد گفت : من پنداشتم كه طبيبى بر بيمار ميفرستم ندانستم كه خود بيمارى را براى طبيب مىفرستم . هُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الآخِرَةِ « 63 طبرى : از عدّه اى اصحاب پيغمبر ( ص ) نقل كرده است كه فرمود مقصود از بشرى خواب خوشى است كه انسان براى خود مىبيند ، يا ديگرى براى او خواب خوب مىبيند ، و هم از پيغمبر ( ص ) روايت شده است كه مقصود بشارت ملائكه است در هنگام مرگ كه بروح مردم مؤمن و متّقى مى - گويند ، برو بسوى رحمت و رضوان خداوند ، و ممكن است مقصود آن بشارت باشد كه در قرآن بپيغمبر دستور داده شده است در اين آيه » وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ انهُمُ الْبُشْرى « . فخر : ممكن است مقصود از بشارت در دنيا ، خوشرفتارى و نيكو كردارى انسان باشد با دوستى و محبّت مردم نسبت به او و تمجيد و ثناى او ، چنان كه أبو ذر از پيغمبر همين معنى را روايت كرده است كه فرمود : دوستى و تمجيد و ياد نيك مردم ، بشارت عاجل است براى انسان مؤمن . تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّه « 63 تبيان : يعنى وعده هاى خدا تخلَّف ندارد ، طبرى : يعنى وعده هاى خدا تغيير ناپذير است ، نافع روايت كرد : روزى حجّاج بر منبر بود سخنش بدرازا كشيد و عبد اللَّه عمر در ميان جمع بود و ملول شد و سر بر زانو گذاشت ، حجّاج به اين جمله رسيد » انّ ابن الزّبير بدّل كتاب اللَّه « يعنى عبد اللَّه زبير كتاب خدا را عوض كرد ، عبد اللَّه عمر راست نشست و گفت : نه تو و نه ابن زبير چنين